ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
31
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كه وزير از كار بر كنار شد . فقط براثر تصادف بود كه اين وزير توانست جان خود را نجات دهد . شاه از همسر خود پرسيد ديگر چه آرزو دارد ؟ وى پاسخ گفت : « بچهها ، برادران و عموهاى وزير سد راه منند . » همهء آنها البته مانند پسران هامان بر سر دار نرفتند اما مورد شكنجه قرار گرفتند ، دارائى آنها به تاراج رفت و سرانجام به تبعيد فرستاده شدند . « و مردخاى ( در اين مورد همان حقنظر ) در بين قوم خود بزرگ و نامآور بود . » ( كتاب استر ، X ، 3 ) گبرها يا آنطور كه خود مىگويند زردشتيها به تعداد كم در شهرهاى يزد و كرمان سكنى دارند . اينها كه تصور مىشد بتپرستند هرگاه فرمان آزادى از حضرت على « 12 » در دست نداشتند و در حمايت پارسيان هند نبودند تاكنون قلع و قمع شده بودند . پارسيان هند هر سال مقادير معتنابهى پول براى زردشتيهاى ايران مىفرستند تا بتوانند باج لازم را به حكام بپردازند و توقعات آنها را ارضا كنند ، زيرا آنان بسيار علاقهمندند كه بقاياى همكيشانشان در سرزمين مادرى بمانند و آتش مقدس را پاس دارند و به همين دليل نگرانند كه مبادا اينها تمام و كمال به مهاجرت بپردازند . نمايندهاى از طرف پارسيان به تهران گسيل شد تا براى زردشتيهاى ايران كسب اجازه كند كه اولا ماليات آنها از هندوستان پرداخته شود ، ثانيا مدرسهاى براى تربيت كودكان زردشتى تأسيس گردد . اما دولت با اين هر دو تقاضا مخالفت كرد . در مورد نخست ، براى اينكه اين كار نوعى دخالت خارجيها در امور ايران تلقى مىشد و در مورد دوم از آن جهت كه نمىتوانستند به خيال خود براى بتپرستان مدرسه ترتيب بدهند . بيش از همه ، زردتشتيها از اين ناراحتند كه دختران زيبايشان را يا فريب مىدهند و يا به زور مىربايند و بعد به بهانهء اينكه آنها مسلمان شدهاند از استردادشان مطلقا خوددارى مىورزند . در اين اوضاع و احوال و هرگاه فشار و ظلم و ستم به همين ترتيب و رويه ادامه پيدا كند ديرى نخواهد گذشت كه اين سرزمين از مسيحيان ، يهوديان و زردتشتيان به كلى پاك شود ؛ « كسى در اين انديشه نيست كه از اين ممر چه خسرانها به خزانهء شاه وارد خواهد شد » ( كتاب استر ، V , VII ) . گبرها به عنوان بازرگان و اقتصاددان از شهرت بسيار برخوردارند و پشتكار ، تحمل و درستى آنها زبانزد است ؛ در كار تجارت با هندوستان دلالى مىكنند و صاحب چند كاروانسرا در تهران ، اصفهان و شيراز هستند . با يكديگر به فرس قديم سخن مىگويند و روحانى آنها موبد ناميده مىشود . گورستانشان كه يكى نزديك تهران است - در جاهاى دورافتاده قرار دارد و آنطور كه معروف است اجساد مردگان خود را چنان قرار مىدهند كه طعمهء مرغان شكارى شود . زردشتيها كه طبق قوانين دينى ايران نجس و ناپاك محسوب مىشوند حق ندارند به گرمابههاى مسلمانان وارد شوند و مىتوانند فقط به حمامهاى ارمنيان و يهوديان بروند . از جشنهاى مذهبى ،
--> ( 12 ) . اين فرمان در شهر يزد نگاهدارى مىشود .